منظور از لترکبن طبقا عن طبق در قرآن

منظور از «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَق» در آیه19 سوره«انشقاق» چیست؟

برای آن پنچ تفسیربیان شده: 1- حالاتی که انسان در طریق پر رنج و مشقت خود از دنیا تا آخرت به سوى خداوند پیدا مى کند.2- حالاتى که انسان از هنگام نطفه تا موقع مرگ مى پیماید. 3- حالاتی که انسان در زندگى دنیا از سلامت و بیمارى و اندوه و… مى پیماید. 4- شدائد مختلفى که انسان در روز قیامت با آن رو به رو مى شود. 5- حالاتى که در اقوام پیشین واقع شده، مثل انکارهاى مخالفان و… .

مفسرین براى جمله«لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَق» (1) که بیانگر حالات مختلفى است که انسان در مسیر زندگى خود یکى پس از دیگرى پیدا مى کند، تفسیرهاى مختلفى ذکر کرده اند از جمله:
1 ـ منظور، حالات گوناگونى است که انسان در طریق پر رنج و مشقت خود به سوى خداوند و کمال مطلق پیدا مى کند: نخست عالم دنیا، بعد جهان برزخو سپس رستاخیز و حالات مختلف آن (توجه داشته باشید که«طَبَق» از ماده «مطابقه» به معنى قرار دادن چیزى فوق چیز دیگر است، و به معنى منازلى که انسان در سیر صعودى خود طى مى کند نیز آمده است).
2 ـ منظور، حالاتى است که انسان از هنگام نطفه تا موقع مرگ مى پیماید، که بعضى آن را به سى و هفت حالت شماره کرده اند!
3 ـ منظور حالات مختلفى است که انسان در زندگى دنیا از سلامت و بیمارى اندوه و سرور، غم و شادى، سختى و آسایش، صلح و جنگ مى پیماید.
4 ـ منظور، حالات و شدائد مختلفى است که انسان در روز قیامتبا آن رو به رو مى شود، تا از حساب فارغ گردد و هر کس به سوى نتیجه کار خویش از بهشتو دوزخ برود.
5 ـ منظور، حالاتى است که در اقوام پیشین واقع شده، یعنى همان حوادث تلخ و شیرین و انواع تکذیب ها و انکارهاى مخالفان در این امت نیز واقع مى شود، این معنى در روایتى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است.
البته، جمع میان این تفسیرها مانعى ندارد و ممکن است آیهناظر به همه این دگرگونى ها، تحولات و مراحلى باشد که انسان در مسیر زندگى خود، آن را مى پیماید.
بعضى مخاطب در این آیهرا شخص پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) دانسته و آیهرا اشاره به آسمان هائى مى دانند که پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) در شب معراجاز آنها گذشت، اما با توجه به این که «ب» در«لَتَرْکَبُنَّ» ضمه دارد و معنى جمعى را مى رساند، این تفسیرمناسب نیست، به خصوص این که در آیات سابق نیز مخاطب کل انسان ها بودند.
به هر حال، حدوث این حالات و عدم استقرار آدمى بر یک حالت، از یکسو دلیل مخلوق بودن او و نیاز داشتن به خالق است؛ چرا که هر متغیرى حادث و هر حادثى خالقى مى خواهد.
و از سوى دیگر، دلیلى است بر عدم پایدارى این جهان.
و از سوى سوم، نشانه اى است بر حرکت مستمر انسان به سوى ذات پروردگار و مساله معاد. (2)پی نوشت:
(1). سوره انشقاق، آیه 19.
(2). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و سوم، ج 26، ص 328.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.