نبوت در قرآن

معنای شعر “پسر نوح با بدان بنشست” چیست؟

شعر:
پسر نوح با بدان بنشست***خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزى چند***پى نیکان گرفت و مردم شد
را معنا کنید.

حضرت نوح(ع)نه تنها یک پیامبر و مربّى، بلکه پدرى دل سوز بود که تا آخرین لحظه دست از هدایت فرزندش برنداشت و حتى هنگامى که توفان شروع شد و کشتى بر روى آب قرار گرفت به فرزندش فرمود: (یـبُنَىَّ ارکَب مَعَنا ولا تَکُن مَعَ الکـفِرین )؛[16] پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش. امّا فرزند نوح اندرز پدر را گوش نکرد و تا آخرین نفس دست از کفر و لجاجت و خیره سرى بر نداشت و سرانجام در میان امواج توفان غرق شد.
خداى متعال درباره او مى فرماید: (قالَ یـنوحُ اِنَّهُ لَیسَ مِن اَهلِکَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صــلِح)؛[17] اى نوح! او از اهل تو نیست؛ او عمل غیرصالحى است ]= فرد ناشایسته اى است].
پسر نوح آن قدر با بَدان بنشست و در اعمال زشت و نادرست و فساد و تباهى غوطهور گشت که گویى وجودش به عمل غیرصالح تبدیل شد؛ به همین جهت تا آخرین لحظه هم ایمان نیاورد و سرانجام کافر از دنیا رفت و جهنمى شد.[18]
از سوى دیگر سگ اصحاب کهف چون نگهبان و همراه مردان الهى بود، مقام و رفتار آنها در او مؤثر واقع شد و ـ بر اساس برخى روایات ـ جزء حیوانات بهشتى شد.
بنابراین سرگذشت فرزند نوح و سگ اصحاب کهف ضرب المثل و هشدارى است براى کسانى که با دوستان و معاشران بد نشست و برخاست دارند، چنان که سعدى در گلستان مى گوید:
پسر نوح با بدان بنشست***خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزى چند***پى نیکان گرفت و مردم شد
قرآن کریم، مقام انسان هایى را که در برابر حق، چشم بینا و گوش شنوا ندارند و از هواى نفس پیروى کرده و زیر بار حق نمى روند، از حیوانات پست تر مى داند؛ (أولـئِک کالأنعـم بل هم أضلّ)[19] و (اِن هُم اِلاّ کالاَنعـمِ بَل هُم اَضَلُّ سَبیلا).[20]
—————
[16] هود، آیه 42.
[17] هود، آیه 46.
[18] اقتباس از: تفسیر نمونه، ج 9، ص 100 و 114 ـ 117.
[19] اعراف، آیه 179.
[20] فرقان، آیه 44.

یک نظر

  1. این تفسیر از این موضوع رو صرفا قضاوت اشخاص میدونم. و این خود نشانه ای از کامل نبودن و استناد بر تمام این تعابیر میباشد. چرا که شیخ اجل سعدی کلامی از دیدگاه خویش گفته و هزاران انسان زمینی که هیچکدام در مقام داوری نیستند آن را قضاوت و تفسیر کرده اند. سوال اینجا بسیار است. مگر نوح انسان خوب و درستکاری نبود؟ پس چرا فرزندش از او پیروی نکرد؟ چرا که بقول معروف احساس سوختن به تماشا نمی شود. آتش بگیر تا بدانی چه میکشم. قطعا نوح و تمام انسانهای همانند او با فداکاری های اطرافیانشان به این مقام رسیده اند و قطعا خانواده نوح مانند تمام انسانهای والا در هر زمینه ای علم، معرفت، طریقت، شریعت و نیکوکار قربانی این فداکاری جبری بوده اند. چرا که هیچ انسانی در آن واحد نمیتواند هم پدر خوبی باشد و هم به چنین مقامی برسد. چرا که برای رسیدن به مقام آنقدر وقت لازم است که انسان فقط و فقط اختیار فدا کردن خانواده خود را دارد. هیچ شخصی نمیتواند منکر مهر بین فرزند و والدین شود. و بالعکس. این تعبیر همانند این میماند که شما یک فرمول ریاضی که در آن متغییر ها حروف الفبا هستند را بخواهید با ادبیات تفسیر و تعبیر کنید. شاید پسر نوح از بی مهری پدر از او دور شده. و چون خوبان همه دور پدر را گرفته بودند ناراضی بوده. پس در این حالت میتوان به این نتیجه رسید که او جذب غیر شود. چرا که قطعا با آن همه فرمان ها و کارهای الهی که نوح میبایست انجام دهد فرصتی برای محبت به فرزند خویش را نداشته. پس با این دلایل میتوان گفت که تعبیر عرفانی یا دینی از این شعر کاری بس نادرست است. و میخواهد به ما بفهماند که: آنکس که تو را شناخت خود را چه کند با عهد و عیال و خانمانش چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهانش چه کند. دوست عزیز این شعر نشان از روانشناسی دارد و هیچ ربطی به دین و خدا ندارد. بلکه به عقیده من پسر نوح انسانی بود که قربانی ماموریت پدرش شده. چرا که برای تربیت فرزندان پدر مهمترین نقش را دارد و الگوی قاطع فرزند است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن