سیاست از دیدگام امامان شیعه

سیاست از دیدگاه ائمه (ع ) به دو گونه مورد اشاره قرار گرفته است . اول آن که لفظ سیاست , ساس , یسوس در برخی از روایات اسلامی وارد شده است . استفاده از واژه سیاست در کلام ائمه (ع ) به روشنی پیداست . دوم ,تعریف مفاهیم ومسایل مربوط به سیاست است که گرچه بصراحت از واژهء سیاست استفاده نشده است اما موضوعاتی که مورد اشاره وتعریف قرار گرفته از مشخصات سیاست و مسایل پیرامون آن می باشد.ـ واژه سیاست
کاربرد واژه سیاست در روایات محدود است اما معانی روشن و جامعی را ارائه می دهد. امام صادق (ع ) در معرفی اهل بیت می فرماید: <نحن اخیار الدهر و نوامیس العصر و نحن ساسه العباد وساسه البلاد> .در اصول کافی آمده است : <والامام ... مضطلع بالامامه, عالم بالسیاسه...> در کتاب شریف بحار الانوار کلمه <ساسه العباد> در چندین موضع در زیارت جامعه و همچنین زیارت حضرت حجهابن الحسن العسکری (عج ) وارد شده است .در زیارت جامعه آمده است : <السلام علیکم یا اهل بیت النبوه... و دعائم الدین وساسه العباد...><آفه الزعامه ضعف السیاسه> آفت زعامت و رهبری ضعف سیاست است .<حسن السیاسه قوام الرعیه> سیاست نیکو موجب پایداری افراد جامعه است .<من حسنت سیاسته دامت ریاسته > کسی که سیاستش نیکو باشد ریاست او ادامه خواهد داشت .<ملاک السیاسه العدل > و <خیر السیاسه العدل > ملاک و معیار سیاست عدل است و بهترین سیاست نیز عدل است .<بئس السیاسه الجور>بدترین نوع سیاست ستم کردن است .<و من ساس نفسه ادرک السیاسه>.همچنین امام رضا (ع ) در کلامی جامع پیرامون امامت چنین فرموده است :<... الامام عالم بالسیاسه مستحق للرئاسه مفترض الطاعه قائم بامراللله ناصح لعبادالله >. یعنی امام آگاه به سیاست و شایستهء زمامداری است . او واجب الطاعه و بر پا دارنده امر خدا و دلسوز بندگان اوست .ـ ابعاد گوناگون سیاست در سیرهء ائمه (ع ) سخن از جنبه های مختلف سیاست در کلام ائمه (ع ) بسیار زیاد است , به گونه ای که اگر ابعاد و زوایای بسیاری از سخنان ائمه (ع ) را خوب بررسی کنیم , می بینیم پیرامون مسایل مهمی نظیر رهبری و امامت , لزوم شناخت امام عادل , نشانه های رهبران فاسد و جائر, نشانه های امام عادل , وظائف مردم در برابر رهبر, اصلاح و هدایت جامعه , عدالت , آزادی , توجه به حقوق آحاد مردم سخن گفته اند.علاوه بر سخنان ائمه (ع ) که جنبه سیاسی دارد, بسیاری از حرکات و فعالیت های ائمه (ع ) از روی حکمت و با];ّّنا مبنای سیاسی انجام شده است . بعنوان نمونه قیام و حرکت امام حسین (ع ) از مدینه به مکه و از مکه به کربلا و موضع گیری ها, نامه ها و خطبه های ایشان در راستای یک حرکت الهی و سیاسی و در مبارزه با حاکمیت استبداد و هدایت مردم برای ایجاد حکومتی سالم و اسلامی بوده است . همچنان که در ابتدای حرکت , مشی و منش خود را در وصیتی به محمد حنفیه چنین بیان فرمودند: <... انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً ولا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی (ص )...> .من نه از برای خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می گردم بلکه هدف من از این حرکت اصلاح امت جدم (پیامبر اکرم (ص )) می باشد.با این بیان کوتاه روشن می شود که خروج امام از مدینه و اقامه امر بمعروف و نهی از منکر جنبه حکومتی و اجتماعی داشته و امری که امام (ع ) از آن رنج می برد گمراهی و ضلالت جامعه بوده و امام (ع ) برای اصلاح مفاسد و ایجاد حکومت و جامعه دینی قیام نموده است چرا که <نحن نعلم انا احق بذلک الحق المستحق علینا ممن تولاه >لذا فرمود: <انما دعوکم الی سبیل الرشاد> <فان تسمعوا قولی اهدکم الی سبیل الرشاد>. نکته حائز اهمیت این است که امام بیشتر مفاسد حکومت یزید را بیان می کند و امامت و رهبری واقعی را برای مردم تبیین می نماید گو این که امر بمعروف مد نظر امام (ع ) تبیین کجروی های حکومت یزید و جایگاه خویش و وظایف مردم در برابر رهبری و امامت بحق حضرتش بوده است .امام حسین (ع ) در بخشی از نامهء خود به مردم کوفه چنین بیان فرمود: <فلعمری ما الامام الاالعالم بالکتاب و القائم بالقسط و الدائن بدین الحق > .به جانم سوگند امام و رهبر نیست مگر کسی که به کتاب خدا عمل کند و قیام به قسط و عدل نماید و راه حق را بپیماید.با این گفتار کوتاه بخوبی پیداست که فعل و قول امام معصوم (ع ) بیشتر در راستای مسایل سیاسی و اجتماعی جامعه بوده است گرچه ممکن است در سخنان معصوم (ع ) از لفظ سیاست و کلمات مترادف آن استفاده نشده باشد. سیاست در نهج البلاغه نهج البلاغه کتاب شگفتی و اعجاز است . انسان بی آن که به اعماق و ژرفای کتاب عظیم القدر نهج البلاغه سیر کند با نگاهی گذرا و اولیه مجذوب و شیفته آن خواهد شد.وجه امتیاز نهج البلاغه این است که منحصر در زمان خاصی نیست . در اعصار مختلف حتی کسانی که وجه اشتراکی با روحیات معنوی و اعتقادی علی (ع ) نداشتند لب به تحسین و ستایش علی (ع ) نهادند و از پدیده خارق العاده نهج البلاغه به عظمت یاد کردند. یکی از محورهای مهم و بنیادی در نهج البلاغه سیاست , حکومت , عدالت و کشورداری است . در بسیاری از خطبه ها, نامه ها و حتی کلمات قصار در نهج البلاغه مسایل اساسی برای حکومت داری و رهبری بچشم می خورد به گونه ای که بعضی از نویسندگان از این سرچشمه فیاض و زلال بهره برده مباحثی را مطرح نمودند. استاد مرتضی مطهری درباره توجه نهج البلاغه به مسایل سیاسی و حکومتی می گوید: <هر کسی که یک دوره نهج البلاغه را مطالعه کند می بیند علی (ع ) درباره حکومت و عدالت حساسیت خاصی دارد. اهمیت و ارزش فراوانی برای آن ها قائل است . قطعاً برای کسانی که با اسلام آشنایی ندارند و بر عکس با تعلیمات سایر ادیان جهانی آشنا می باشند باعث تعجب است که چرا یک پیشوای دینی این قدر به این گونه مسایل می پردازد؟> جامعیت و عدم انحصار نهج البلاغه به زمان خاصی مطلبی است که قابل انکار نیست . در عصر پیشرفت و تکنولوژی قرار داریم بطور طبیعی هر پدیده ای که نو و تازگی داشته باشد اشیاء قبل از خود را به کهنگی وا می دارد. با گذشت زمان بسیاری از افکار کمال می یابد و فکر جامع مورد پذیرش جامعه و جهان قرار می گیرد. اما این نکته در مورد نهج البلاغه صادق نیست چرا که جامعیت آن مانع از این است که اختصاص به زمان خاصی داشته باشد.لذا پس از قرن ها و در عصر پیشرفت علم , دانشمند و نویسنده مسیحی می گوید: نامه علی (ع ) به مالک اشتر نخغی را به خط درشت بنویسیم و بر سر در سازمان ملل متحد نصب کنیم و از اعضا بخواهیم که فقط به آن عمل کنند.آنگاه با طیب خاطر همگان را از آن ساختمان هزار طبقه به مرخصی بفرستیم و مطمئن باشیم که هیچ جنگی در];ّّنا عالم در نخواهد گرفت و حق هیچ مظلومی پایمال نخواهد شد. به حقیقت باید گفت این اعتراف یک شخص غیر مسلمان نیست بلکه اعتراف دنیا و جهان است ; جهانی که نا امنی , ظلم و ستم در آن بیداد می کند و نسخه درمانی خود را برای ایجاد جامعه ای عاری از ظلم و ستم و با حکومت سالم و عدالت اجتماعی فقط در درون نهج البلاغهء می یابد.کوفی عنان دبیر کل سازمانی که بیرق حمایت از حقوق بشر را در دست دارد با اشاره به نامه امام علی (ع ) به مالک اشتر, کشورهای اسلامی را به عمل به آموزه های آن حضرت دعوت و توجیه می کند.بشریت امروز در حسرت گوهری گرانبها بنام علی است . حکمت و عدالت علی همگان را به وجد می آورد و نیاز امروز جامعه جهانی را شخصیتی مثل علی می داند. نویسنده مسیحی جورج جرداق می گوید: چه می شد ای روزگار قدرت ها و نیروهای خود را بسیج می کردی و در هر دوره ای انسانی مانند علی (ع ) از نظر عقل و خرد و روح و روان و سخن و بیان و قدرت و شجاعت به جامعه بشری تحویل می دادی . کاربرد واژه سیاست در نهج البلاغه در دو نامه امام علی (ع ) خطاب به معاویه از واژه های ساسه, السائس و المسوس استفاده شده است در نامه اول کردار او را سرزنش نموده و فرموده است : <و متی کنتم یا معاویه ساسه الرعیه و ولاه امر الامه بغیر قدم سابق و لا شرف شابق ...> .<شما (بنی امیه ) ای معاویه کی لیاقت حکمرانی رعیت و زمامداری مسلمانان را داشتید؟ بدون سابقه خیر و نیکویی و بی دارا بودن بزرگواری و ارجمندی ؟>.در نامه دوم ضمن افشای ادعای دروغین معاویه آمده است : <و ما انت و الفاضل و المفضول و السائس و المسوس >. تو را با انسان های برتر و غیربرتر و سیاستمدار و غیر سیاستمدار چه کار است ؟ گرچه واژه های بکار رفته از سیاست در نهج البلاغه محدود می باشد. اما برکسی پوشیده نیست که بخش اعظم نهج البلاغه پیرامون بحث هایی نظیر: ضرورت حکومت , شاخصه های رهبر صالح , محورهای حکومت داری , نقش مردم در حکومت , رابطه ];ّّنا مردم و حکومت , چگونگی برخورد حکومت با مردم وظایف و مسؤولیت های حکومت , خصوصیات حاکمان و عدالت می باشد.پی نوشتها:
1 بحارالانوار : ج 25 ص 22
2 اصول کافی : ج 1 ص 202همچنین ص 266نیز روایتی دیگر در این زمینه وارد شده است .
3 بحارالانوار : ج 102 ص 93و 127و 135و 148و 180.
4 غرر و درر: ج 3 ص 384
5 میزان الحکمه : ج 4 ص 582و 583
6 میزان الحکمه : ج 4 ص 582و 583
7 میزان الحکمه : ج 4 ص 584.
8 میزان الحکمه : ج 4 ص 584.
9 میزان الحکمه : ج 4 ص 584.
10 تحف العقول : ص 323و 324
11 مقتل خوارزمی : ج 1 ص 188
12 طبری : ج 7 ص 240
13 سخنان حسین بن علی (ع ) : ص 170
14 طبری : ج 7 ص 240
15 ارشاد مفید: ص 183
16 در این مورد می توان اشاره نمود به :
ـ حکمت اصول سیاسی اسلام , استاد محمد تقی جعفری .
ـ آئین کشورداری از دیدگاه امام علی (ع ) , محمد فاضل لنکرانی .
ـ توسعه سیاسی از دیدگاه علی (ع ) , علی اکبر علیخانی .
ـ درس های سیاسی از نهج البلاغه , محمد تقی رهبر.
ـ سیری در نهج البلاغه , استاد مطهری .
ـ مبانی اندیشه سیاسی اسلام : ص 267الی 288, عمید زنجانی .
17 سیری در نهج البلاغه : ص 101
18 روزنامه انتخاب : 8دی ماه 1378
19 روزنامه اطلاعات : 1378121
20 صوت العداله الانسانیه : جورج جرداق .
21 نهج البلاغه : فیض الاسلام , ص 851
22 المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه : تنظیم سید کاظم محمدی و محمد دشتی , نامه 28, ص 154
23 رک : مبانی اندیشه سیاسی اسلام :ص 27
24 المثل العلیانی الاسلام لافی بحمدون : ص 98و 99, نقل شده در سیاست دینی لائیک و سکولار : ص 82
25 اسلام و اندیشه سیاسی معاصر: ص 13و 14
26 مبانی سیاست : ص 17
27 اسلام و اندیشه سیاسی معاصر: ص 15
28 مبانی اندیشه سیاسی اسلام : ص 177
29 همان , ص 74
30 ر.ک : مبانی اندیشه سیاسی اسلام : ص 166الی 173همچنین مبانی سیاست : ص 15و فلسفه سیاست :
ص 20
31 مبانی سیاست : ص 15به نقل از حصاء العلوم : ص 107و 108
32 ر.ک : مبانی اندیشه سیاسی اسلام : ص 183الی 214; مبانی سیاست : ص 15و 16
33 مبانی اندیشه سیاسی اسلام : ص 206
34 مبانی سیاست : ابوالمحمد , عبدالحمید , ص 8
35 ولایت فقیه (حکومت اسلامی ) : ص 23, انتشارات امیرکبیر.
36 صحیفه نور : ج 18 ص 67همچنین ج 21 ص 178
37 صحیفه نور : ج 11 ص 130و 132
38 صحیفه نور : ج 1 ص 65.
39 صحیفه نور : ج 19 ص 242
40 صحیفه نور : ج 9 ص 291
41 فقه سیاسی اسلام : ج 1 ص 185
42 صحیفه نور : ج 4 ص 192
43 صحیفه نور : ج 71 ص 152.اندیشه حکومت دینی , ج 1 , ص 48 – 71

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.