بعضى از ابعاد اعجاز قرآن را بیان کنید

لطفاً به طور اختصار بعضى از ابعاد اعجاز قرآن را ذکر فرمایید؛ ابعادى که بتوان به آن استناد کرد و دلیل بر حقانیت و الهى بودن این کتاب باشد.

معجزه، کار خارق العاده اى است که غیر قابل تعلیم و تعلم بوده، افراد بشر از آوردن مثل آن عاجز باشند؛ به شرط آن که با ادعاى نبوت یا امامت همراه باشد و آورنده معجزه از دیگران بخواهد که اگر در نبوت (یا امامت) او و خدایى بودن معجزه اش شک دارند، آنها نیز همانند آن را انجام دهند266. قرآن از جهات گوناگونى معجزه است؛ معجزه اى زنده و جاوید که به وسیله شخص درس نخوانده آورده شده و در مقابل تمام اندیشوران جهان «تحدّى» مى کند. برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن عبارتند از:

1. اعجاز ادبى: که برجسته ترین ادیبان عرب را سخت شگفت زده کرده و سرسخت ترین دشمنان پیامبر(ص) با شنیدن چند آیه آن به فرابشرى بودن قرآن اعتراف مى کردند؛ چنان که در مورد ابن أبى العوجاء و أبوشاکر دیصانى و عبدالملک بصرى و ابن مقفع نقل شد.

2. اعجاز از نظر اخبار غیبى: مثل آیه هاى: 6 سوره روم/ 27 سوره فتح/ 44 و 45 سوره قمر/ 7 و 8 سوره انفال و … که همگى از غیب خبر داده اند؛ براى روشن تر شدن موضوع، درباره آیات سوره روم مطالبى را عرض مى کنیم: در این آیات، خبر از شکست رومیان مى دهد: «غلبت الروم» بعد، از محل این حادثه سخن به میان مى آورد: «فى أدنى الأرض» این شکست، در سرزمین نزدیک واقع است؛ منظور از آن، همان اراضى شام است که در قلمرو روم شرقى بود. این جنگ در دوران خسرو پرویز واقع شد که ایرانیان آنان را شکستى سخت دادند و منطقه شامات، مصر و آسیاى صغیر را مورد تاخت و تاز قرار داده، امپراتورى روم شرقى را تا آستانه انقراض پیش بردند. این واقعه در سال هفتم بعثت، در حالى که پیامبر(ص) در مکه بود، اتفاق افتاد. مشرکان مکه و دشمنان اسلام از این ماجرا خوشحال شده و آن را به فال نیک گرفته و دلیل بر حقانیت آیین شرک دانستند. قرآن در تعقیب آیه فوق مى افزاید: ولى بدانید این غلبه زمان زیادى به طول نمى انجامد: (وَ هُم مِّنم بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ) آنها بعد از مغلوب شدن، به زودى غلبه مى یابند؛ سپس انگشت روى جزییات آن مى گذارد: (فِى بِضْعِ سِنِینَ لِلَّهِ الاَْمْرُ مِن قَبْلُ وَ مِنم بَعْدُ وَ یَوْمَـلـِذ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ) و پیروزى رومیان در اندک زمانى خواهد انجامید و مؤمنان شادمان خواهند شد. سپس براى تأکید بیشتر و بر طرف ساختن هرگونه شک و تردید مى فرماید: (وَعْدَ اللَّهِ لاَ یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ …) این وعده الهى است و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمى کند.
این وعده همان گونه به وقوع پیوست و پادشاه روم، هرقل، از سال 626 م ـ حدود نُه سال بعد ـ شکست هاى پى در پى به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت و در سال 627 میلادى این جنگ ها به نفع رومیان تمام و پیروزى آنان کامل شد. قابل توجه این که قرآن با به کار بردن واژه بضع، مدت تقریبى آن پیروزى را بیان کرد؛ زیرا این واژه، به عدد میان سه تا ده و چنان که برخى گفتند: پنج تا ده اطلاق مى شود در پایان این قسمت خوب است بدانیم که ممکن است افراد دیگرى نیز پیشگویى هایى کنند و درست باشد؛ ولى نام آن معجزه نیست؛ زیرا با ادعاى نبوت یا امامت همراه نبوده، چنین پیش گویى هایى در بیشتر موارد، کلى است و با عبارت هایى چندپهلو بیان مى شود267.

3. اعجاز در وضع قوانین: اندیشوران غیر مسلمان نیز به این نکته معترفند که، قرآن عهده دار سعادت بشر، بهترین قوانین و نسخه پرافتخار بشرى است که قوانین سعادت بشریت، باید از روى آن نوشته شود268.
از ویژگى هاى قانون الهى و قرآنى، احیاى ارزش هاى معنوى و اخلاقى است که با مقایسه بین وضع اسفبار آن روز جهان، که بشر را لب پرتگاه نابودى قرار داده بود، با قوانین حیات بخش قرآن، به خوبى مى توان به معجزه بودن آن پى برد. اکنون به نمونه هایى از اصول مترقّى قرآن کریم اشاره مى کنیم:
1. امانت: (إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّواْ الاَْمَـنَـتِ إِلَى أَهْلِهَا)269 همانا خداى به شما فرمان مى دهد که امانت ها را به اهلش باز دهید.
2. عدالت: (وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْل)270 و چون میان مردم داورى کنید به عدالت داورى کنید.
3. اخوت: (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَ أَخَوَیْکُم)271 همانا مؤمنان برادران یک دیگرند، پس میان برادرانتان آشتى برقرار کنید.
4. وحدت: (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُوا)272 و همگى به ریسمان خداى چنگ زنید و پراکنده مشوید.
5 . جاذبه و دافعه: (مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُو أَشِدَّآءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَیْنَهُم)273 محمد فرستاده خداست و کسانى که با اویند بر کافران سرسخت و در میان خود مهربانند.
6 . نفى سلطه: (وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَـفِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)274 و خدا هرگز براى کافران راهى[ براى تسلط] بر مؤمنان ننهاده است.
7. برابرى (نفى امتیازات نژادى و قبیله اى) (إِنَّا خَلَقْنَـکُم مِّن ذَکَر وَ أُنثَى وَ جَعَلْنَـکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوا)275 ما شما را از یک مرد و زن بیافریدیم و شما را شاخه ها و تیره ها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید.
8 . علم، تقوا و جهاد در راه خدا تنها ملاک ارزشگذارى:
(قُلْ هَلْ یَسْتَوِى الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لاَ یَعْلَمُون)276 آیا آنان که مى دانند و آنان که نمى دانند برابرند؟
(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَـکُم)277 هر آینه گرامى ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.
(فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَـهِدِینَ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَـعِدِینَ دَرَجَهً وَکُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَـهِدِینَ عَلَى الْقَـعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا)278 خداوند جهادکنندگان به مال ها و جان هاى خویش را بر وانشستگان افزونى و برترى داده است و همه را خدا وعده نیکو داده است و خدا جهادکنندگان را بر وانشستگان به مزدى بزرگ برترى و افزونى نهاده است.
9. تکلیف بر مبناى توانمندى: (لاَ یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا)279 خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به اندازه توانش.
10. سهل گیرى در برابر سخت گیرى: (وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِى الدِّینِ مِنْ حَرَج)280 بر شما در کار دین هیچ تنگى و دشوارى ننهاده است.

4. اعجاز، از نظر علوم جدید و اکتشافات علمى: یادآورى هاى دقیق علمى قرآن، دانشمندان را به تحقیقات زیادى وا داشته و آنها را مجبور کرده که اعتراف کنند، قرآن ساخته و پرداخته حضرت محمد(ص) نیست؛ بلکه از ناحیه غیب به او وحى شده است. گردافشانى و لقاح گیاهان توسط بادها281حرکت و جاذبه زمین، حرکت خورشید و منظومه شمسى، گسترش روزافزون جهان، کروى بودن زمین282 زوجیت عمومى283 و ده ها نمونه دیگر، همگى از جنبه هاى اعجاز علمى قرآن هستند284.
5 . اعجاز در معارف: وجود بسیارى از اصول کلى فلسفه الهى و اشاره به چندین برهان فلسفى، از جمله برهان هاى امکان، حدوث، نظم، فطرت، تمانع و حکمت، از جمله شگفتى هاى فلسفى قرآن است285.
6 . اعجاز از نظر آهنگ و موسیقى: سخنان ادبا یا شعر است یا نثر؛ ولى قرآن نه شعر است و نه یک نثر معمولى متعارف؛ بلکه نثرى است داراى آهنگ مخصوص به خود؛ نثرى که هنگام تلاوت قاریان قرآن به طور کامل در قالبى آهنگین قرار مى گیرد؛ آهنگى که مخصوص قرآن است؛ گرچه ما نمى توانیم تعبیر موسیقى را که در عرف ما آلوده با مفاهیم منفى است، در مورد قرآن به کار ببریم؛ ولى بعضى از نویسندگان معروف عرب، مانند: مصطفى رافعى در کتاب اعجاز القرآن چنین مى گوید:
«اسلوب و طریقه قرآن، آهنگ و لهجه هایى به وجود مى آورد، که هر شنونده اى را وادار به استماع مى کرد و این خود یک نوع موسیقى مخصوص بود که در کلمات موزون دیگر تا آن زمان سابقه نداشت؛ این نظم و ترتیب در قرآن، وسیله اى بود که طبیعت و روان عرب را صفا مى داد و با طرز جدیدى از نظم و اسلوب سخن، آشنا مى ساخت که بى سابقه بود.»286
7. اعجاز از جهت آورنده: شخصیتى که قرآن را ارائه کرده هرگز نزد استادى درس نخوانده بود و این براى شخص پیامبر(ص) یک نقطه مهم قوّت به شمار مى رود؛ چراکه بعد از آوردن قرآن با آن عبارت ها و محتوا و معارف عالى، دیگر کسى شک نمى کرد که قرآن زاییده فکر یک انسان درس نخوانده باشد. بدون شک، اگر پیامبر(ص) در آن محیط کوچک که افراد درس خوانده در آن، بسیار محدود بودند، در مکتب استادى حضور یافته بود، هرگز نمى توانست در پیش برد و تبلیغ آیین اسلام چندان موفق باشد؛ زیرا افرادى که از این ماجرا آگاه بودند به مقابله برمى خاستند و آن را دستاویز خوبى براى نسبت دروغ به پیامبر(ص) قرار مى دادند287.
—————
266. جعفر سبحانى، الالهیات فى الکتاب و السنه، ج 2، ص 64.
267. ناصر مکارم شیرازى و همکاران، پیام قرآن، ج 8 ، ص 279.
268. على اکبر صداقت، قرآن و دیگران، ص 46.
269. نساء، آیه 58.
270. همان، آیه 58.
271. حجرات، آیه 10.
272. آل عمران، آیه 103.
273. فتح، آیه 29.
274. نساء، آیه 141.
275. حجرات، آیه 13.
276. زمر، آیه 9.
277. حجرات، آیه 13.
278. نساء، آیه 95.
279. بقره، آیه 286.
280. حجر، آیه 22.
281. حجر، آیه 22.
282. معارج، آیه 40؛ رحمن، آیه 17.
283. رعد، آیه 3؛ یس، آیه 36.
284 ناصر مکارم شیرازى و همکاران، پیام قرآن، ج 8 ، ص 245.
285. جعفر سبحانى، الالهیات فى الکتاب و السنه، ج 1، ص 39 ـ 77.
286. ناصر مکارم شیرازى و همکاران، پیام قرآن، ص 120.
287. همان، ص 61 .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.