آیا میان معجزه و ادعاى نبوت رابطه منطقى وجود دارد؟

آیا میان معجزه و ادعاى نبوت رابطه منطقى وجود دارد؟

رابطه منطقى در سه مورد شکل مى گیرد:
1. استدلال از وجود علت، بر وجود معلول؛ مانند استدلال از طلوع خورشید بر روشنایى هوا.
2. استدلال از وجود معلول بر وجود علت؛ مانند استدلال از وجود روز بر طلوع خورشید.
3. استدلال از وجود یکى از دو شىء متلازم بر وجود دیگرى؛ مانند استدلال از وجود روز بر روشنایى هوا، یا استدلال از جهش برق در آسمان بر وجود رعد.
رابطه میان معجزه و دعوى نبوت از قبیل دو قسم نخست نیست، زیرا هیچ یک از آن دو علت یا معلول دیگرى نمى باشد، بلکه رابطه آنها از قبیل قسم سوم است.
توضیح: کسى که دعوى نبوت مى کند در حقیقت مدعى این است که با جهان غیب رابطه دارد و مورد عنایت و حمایت خاص خداوند است، لازمه چنین ادعایى این است که او بتواند کارهاى خارق العاده که منشأ الهى دارد انجام دهد. بنابراین اگر او در دعوى نبوت صادق است، باید بر انجام معجزه نیز قادر باشد، زیرا این دو ملازم با یک دیگرند. همین ملازمه منطقى و روشن، منشأ آن بوده است که امت پیامبران از آنان طلب معجزه مى کردند و چون دلالت یکى از دو شىء متلازم بر دیگرى نیز امرى بدیهى است، پس از آوردن معجزه حقانیت ادعاى آنان را مى فهمیدند، هر چند پس از روشن شدن حقیقت، عده اى به سبب اغراض نفسانى و وساوس شیطانى از ایمان به پیامبران الهى خوددارى مى کردند: (وجَحَدوا بِها واستَیقَنَتها اَنفُسُهُم ظُـلمـًا وعُلُوًّا)؛[13] و آن را از روى ظلم و سرکشى انکارکردند، در حالى که در دل به آن یقین داشتند.
با توجه به آن چه گفته آمد، روشن مى شود که اعجاز براى اثبات ادعاى نبوت است، نه اثبات دعوت پیامبران.
شخص پیامبر مدعى است که با جهان غیب ارتباط دارد و فرستاده خدا براى هدایت و رهبرى انسان است. براى اثبات این مدعا و ارتباط خارق العاده اش باید کارى خارق العاده انجام دهد، تا ارتباطش با آفریدگار جهان اثبات گردد. معجزه این ادعا را اثبات مى کند و پس از آن مى توان به تمام محتواى دعوت پیامبران اعتماد کرد و فروع دین و دستورهاى لازم را از آنان دریافت نمود.[14]
—————
[13] نمل، آیه 14.
[14] عبدالله جوادى آملى، همان، ج 1، ص 105 ـ 107.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.