آیا غافل شدن حضرت یوسف(ع) در زندان، از یاد پروردگارش ترک اولى است؟

آیا این که حضرت یوسف(ع) در زندان، از یاد پروردگارش غافل شد، ترک اولى است؟

قرآن کریم در بیان داستان زندگانى حضرت یوسف، در بخشى از آن مى فرماید: هنگامى که یوسف خواب دو جوان هم زندانى خود را تعبیر کرد، به آن جوانى که تعبیر خوابش این بود که ندیم پادشاه خواهد شد، گفت: (وقالَ لِلَّذى ظَنَّ اَنَّهُ ناج مِنهُمَا اذکُرنى عِندَ رَبِّکَ فَاَنسـهُ الشَّیطـنُ ذِکرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِى السِّجنِ بِضعَ سِنین )؛[10] و به یکى از آن دو که دانست رها مى شود، گفت: مرا نزد خواجه خویش یاد کن، ولى شیطان یادآورى خواجه اش را فراموشش ساخت، پس[ یوسف] سالى چند در زندان ماند.
برخى از این آیه استفاده کرده اند که یوسف در زندان از یاد پروردگارش غافل ماند. منشأ این برداشت در این است که ضمیر، در جمله (فأَنسَـهُ الشَّیطَـنُ)[11] به ساقى شاه بر مى گردد یا به حضرت یوسف(ع) در میان مفسران، اختلاف نظر است. بنابر آن که ضمیر را به یوسف(ع) بازگردانیم، معناى جمله چنین مى شود: «شیطان یاد خدا را از خاطر یوسف برد و به همین دلیل، براى نجات خود به غیر او توسل جست» و بر اثر این بى توجهى مرتکب ترک اولى شد، نه گناه. چرا که اولیاى حق نباید به غیر خدا تکیه کنند و به غیر او پناه برند. ولى بنابر نظر علاّمه طباطبایى، ضمیر به «الذى» بر مى گردد و معناى جمله این است که شیطان از یاد رفیق زندانى یوسف محو کرد که نزد ربّش از یوسف(ع) سخن به میان آورد و همین فراموشى باعث شد که یوسف چند سالى دیگر در زندان بماند، چون صرف نظر از ستایشى که خداوند متعال در این سوره از آن جناب نموده، تصریح کرده که او از مخلصین بوده و نیز تصریح کرده که مخلصین کسانى هستند که شیطان در ایشان نفوذ ندارد و اخلاص تنها سببى است که باعث مى شود، انسان به سبب هاى دیگر دل بستگى و اعتماد نداشته باشد؛ هم چنین جمله (وَ قَالَ الَّذِى نَجَا مِنْهُمَا …)[12] خود قرینه روشنى است بر این که فراموش کننده، ساقى بوده نه یوسف(ع) .[13]
—————
[10] یوسف، آیه 42.
[11] یوسف، آیه 42.
[12] یوسف، آیه 45.
[13] المیزان، ج 11، ص 181 و تفسیر نمونه، ج 9، ص 414.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.